پاد بیگانه (درباره فیلم آهنگ صدای من)

 
بریت مارلینگ کم کم دارد به نامی مهم و درخور توجه در سینمای مستقل بدل می‌شود. سال پیش «زمینی دیگر» با بازی او در ساندنس خوش درخشید و امسال هم با «آهنگ صدای من» بیننده پیگیر سینمای مستقل را کنجکاو و درگیر می‌کند (البته هر دو فیلم سال 2011 تولید شده و همان سال هم در جشنوراه ساندنس به نمایش درآمدند اما تاریخ اکرانشان فاصله داشت). جالب اینجاست که مارلینگ در هر دو فیلم یکی از فیلمنامه‌نویسان بوده (یکی را صبح‌ها و دیگری را عصرها می‌نوشته) و جالبتر اینکه هر دو فیلم آینده‌نگرانه هستند، هرچند رویکردشان به این مقوله بسیار متفاوت با برخورد فیلم‌های رایج هالیوودی و پرخرج است.

«آهنگ صدای من» داستان پیتر و لورنا، زن و مردی است که وارد یک فرقه غریب می‌شوند با این هدف که فیلمی مستند درمورد آنها بسازند، اما هر دو تحت نفوذ و رازآلودگی مگی، رهبر گروه با بازی تاثیرگذار بریت مارلینگ قرار می‌گیرند. فیلم مانند هر اثر مدرن دیگری پیش و بیش از آنکه در پی توضیح و تفسیر باشد، سوال مطرح می‌کند. از سوالات ابتدایی مثل اینکه مگی از کجا آمده، آمپولی که پدر ابیگیل به او می‌زند چیست، کارول از کجا آمده و چرا می‌خواهد مگی را دستگیر کند و لورنا چرا تعلیم تیراندازی می‌بیند بگیر تا سوالاتی درمورد نیاز بشر به باور و ایمان و احتمال سفر در زمان و تغییر گذشته.

در این بین مارلینگ و زال باتماقلیچ در مقام فیلمنامه‌نویسان «آهنگ صدای من» کُدهایی برای رمزگشایی در اختیار بیننده قرار داده‌اند هرچند نمی‌توان با قطعیت بر نتیجه‌هایی که از این کدها گرفته می‌شود، اطمینان کرد. یکی از کدها عبارت «تروریست» است که ابیگیل روی کیف همکلاسی‌اش می‌نویسد و همچنین اصرار ماشین‌وار او بر ساختن برج‌هایی با استفاده از لگو. شاید دور از ذهن به نظر برسد اما عبارت تروریست و برج، خیلی راحت بیننده را به یاد برج‌های دوقلو و حادثه یازده سپتامبر می‌اندازد. فضای روانشناختی سنگین فیلم و تاکید بر آمپولی که پدر ابیگیل به او می‌زند نیز این تئوری دورازذهن را تقویت می‌کند که پدر در حال تربیت یک تروریست است.

حالا اگر به فیلم برگردیم و ببینیم که مگی از آینده از سال 2054 (اشاره به «۲۰۴۶» وونگ کار وای) به زمان حال بازگشته تا مادرش یعنی ابیگیل را ببیند، می‌توانیم این نتیجه را بگیریم که داستان فیلم درمورد دختری از آینده است که برای نجات مادرش از انجام یک عملیات تروریستی شبیه حادثه برج‌های دوقلو به زمین آمده اما بی‌اعتمادی یک زوج، همه چیز را بر هم می‌زند. این توضیح شاید عجیب به نظر برسد اما اگر به دنبال توجیهی برای ابهامات فیلم باشید، می‌تواند به شما کمک کند. اما چیزی که برای بیننده علاقه‌مند بیش از این خط داستانی جذاب است رویکرد مارلینگ و باتماقلیچ به یک داستان تریلر آینده‌نگر است. رویکردی که با تکیه بر ابهام زایی و تجربه‌گرایی یادآور دیوید لینچ و برخورد جسورانه‌اش با موضوع و فرافکنی‌اش یادآور ژان-لوک گدار در «کارآگاه» یا اپیزود او در «کهن‌ترین پیشه دنیا» است.

رویکردی که انباشته از تفکرات فلسفی و روانشناختی است، تفکراتی که با وجود بضاعت اندک تولید به بهترین و درگیرکننده‌ترین شکل بیان می‌شوند. (سوالات فیلم درمورد شک و ایمان واقعا بیننده را به فکر می‌اندازند) شاید «آهنگ صدای من» به اندازه «زمینی دیگر» موفق نباشد (هرچند کات پایانی‌اش میخکوب کننده است)، اما خیلی بهتر از فیلم‌های پرسروصدایی مثل «پرومته» ریدلی اسکات داستان غریب خود را باورپذیر می‌سازند. به عنوان یک سینمادوست داستان دورازذهن دختری که از آینده برای نجات مادرش به زمان حال آمده را با همه لکنتش بر داستان «بیگانه‌وار» و آشفته گروهی فضانورد که در سیاره‌ای ردی از آباواجداد انسان پیدا می‌کنند، ترجیح می‌دهم. فیلم دومی اقیانوسی است به عمق یک بند انگشت اما «آهنگ صدای من» و «زمینی دیگر» برکه‌ای هستند به عمق چندین متر، در دومی می‌شود آب تنی کرد اما شیرجه در اولی فقط دست و پا شکستگی به همراه دارد.

 
آهنگ صدای من
کارگردان: زال باتماقلیچ
بازیگران: کریستوفر دنام و بریت مارلینگ
/ 0 نظر / 17 بازدید