نردبان جیکاب (درباره سریال تطهیر / رکتیفای)

 


دانیل هولدن جایی از سریال می‌گوید وقتی محکوم به مرگ می‌شوی و می‌دانی تا زمان رسیدن وقت اعدام باید سال‌های سال صبر کنی، و زندگی‌ات به چهاردیواری سفید و بدون پنجره محدود می‌شود راهی نداری جز اینکه نظم و ترتیبی برای کارهای روزانه‌ات بدهی، کارهایی که پس از مدتی شبیه یک مناسک می‌شوند و دیگر ذهنت جز فکر کردن به آنها، به چیز دیگری فکر نمی‌کند و زندگی‌ات همین می‌شود. حالا در ابتدای سریال «تطهیر» دانیل هولدن (با بازی درخشان ادن یانگ) پس از 19 سال عادت کردن به این مناسک خودخواسته از زندان آزاد می‌شود چون بررسی‌ها و آزمایش‌های دی‌ان‌ای نشان می‌دهد که او مسئول تجاوز و قتل هانای 16 ساله نبوده است. بازگشت دانیل به شهر کوچکشان هم برای او دشوار است و هم برای خانواده‌اش و همینطور برای اهالی شهر. درواقع در شش قسمت فصل اول دانیل (که در نوجوانی به زندان افتاده و در آستانه 40 سالگی آزاد شده) یاد می‌گیرد چطور آن مناسک را فراموش کند، یاد بگیرد با مردم روبرو شود و خودش را برای رویارویی با آنهایی که هنوز گناهکار حسابش می‌کنند روبرو شود. اما «تطهیر» فقط داستان یک محکوم از زندان آزادشده نیست؛ این سریال با ارجاعات فراوانش به کتاب مقدس خیلی سریع با یک داستان گوتیک جنوبی فاصله می‌گیرد و به درامی مذهبی-روانشناختی بدل می‌شود درباره بخشش، پاک شدن و رستگاری. در فصل اول هنوز در ابتدای راه هستیم و برای همین خبری از رستگاری نیست، خانواده هانای مقتول هم هنوز آنقدر عصبانی هستند که جز انتقام به چیزی فکر نکنند؛ بنابراین در این فصل فقط پاک شدن و تطهیر دانیل را دنبال می‌کنیم و احتمالا به دو مورد بعدی در فصل‌های بعد سریال پرداخته می‌شود. اما چرا تطهیر دانیل به امری تمثیلی بدل می‌شود؟ دانیل از همان نخستین نماها، با لباس‌های اغلب سفیدش، شکل حرف زدنش و صدای باوقارش شمایل یک فرد مقدس را دارد و فراموش نکنیم به زودی 40 ساله می‌شود و به سن کمال می‌رسد. او یک آدم معصوم و بیگناه است که به زندان افتاده برای جرمی که مرتکب نشده و این اولین دریافت بیننده از اوست (هرچند نویسنده جوابی قاطع به شک ما به اینکه او قاتل است یا نه نمی‌دهد و حل این معما را به فصل بعد موکول می‌کند). از سویی نویسنده سرنخ‌های متعددی هم برای بیننده تدارک دیده؛ نام سریال اساسا عبارتی است مذهبی، نام شخصیت اصلی دانیل است که باز هم نامی است با بارمعنایی مذهبی و معنای آن چنین است: «خدا قاضی اعمال من است». درواقع انتخاب نام دانیل برای شخصیت اصلی این سریال، نه تنها کاملا عامدانه بوده بلکه حالت مقدس‌وار این شخصیت را هم تشدید می‌کند. از طرفی دانیل که از خانواده‌ای بی‌ایمان است، پس از آزادی دربرابر آنها می‌ایستد و با شرکت در مراسم غسل تعمید، نه تنها روح خود را پاک می‌کند بلکه به رستگاری هم نزدیک می‌شود. در سریال بارها به «کتاب ایوب» اشاره می‌شود؛ کتابی که در آن به زندگی ایوب پیامبر پرداخته شده و اینکه چطور او باوجود پاکی متحمل دردها و رنج‌های بسیار می‌شود. این کتاب درواقع توضیح‌دهنده نازل شدن درد و مصیبت برای آزمودن پاکان است. تاکید بسیار نویسنده به این موضوع نشان می‌دهد دانیل هم که در 18 سالگی متهم به قتل شده (و اعتراف هم کرده، هرچند اعترافش بسیار تصنعی است) درواقع دارد آزمونی را از سر می‌گذراند. اشاره‌های دینی سریال به همین جا ختم نمی‌شود؛ نام اپیزود نهایی سریال «نردبان جیکاب» است؛ همان نردبانی که به بهشت منتهی می‌شود و یعقوب پیامبر در خواب دید. بدین ترتیب «تطهیر» از درامی صرفا پرتنش درباره محکومی آزادشده فاصله می‌گیرد و به اثری تفکربرانگیز درباره ماهیت تطهیر بدل می‌شود. اما راستش «تطهیر» فقط سریالی تمثیلی نیست؛ روی مک‌کینان نویسنده با این داستان یک هدف دیگر را هم دنبال می‌کند و آن را روانشناسی جامعه‌ای کوچک با تعصبات بسیار است. هولدن که در زندان وقتش را به خواندن کتاب‌های مختلف از جمله «سرشت بشری» سامرست موام گذرانده، تنها آدم فرهیخته‌ای است که در شهر می‌بینیم، تنها آدمی است که خشم خود را فرومی‌خورد و تنها آدمی هم هست که اجازه می‌دهد دیگران با او برخوردی که می‌خواهند داشته باشد. درواقع او ناظری است که حضورش باعث می‌شود هر آدمی درونیات خود را بیرون بریزد و آنچه را هست، نشان دهد. درواقع محل زندگی دانیل شهری است که همه آدم‌هایش (کم و بیش) به رستگاری و تطهیر نیاز دارند، اما خب ترجیح می‌دهند چشمشان را ببندند و با قربانی کردن دانیل همه چیز را خاتمه بخشند. «تطهیر» از آن سریال‌هاست که بیشتر از درگیر کردن بیننده با اتفاقات ریزودرشت داستانی سعی می‌کند با مشغول کردن فکر او، بیننده را همراه خود و تشنه تماشای قسمت بعد کند. از طرفی بیننده را در حالت شک و یقین هم نگه می‌دارد؛ ما در فصل اول هرگز مطمئن نمی‌شویم دانیل گناهکار است یا بیگناه، خواهرش در گذشته چه نقشی در زندگی او داشته که اینچنین برای آزادی او تلاش می‌کند، کلانتر شهر چه نقشی در ماجرای قتل داشته که ترجیح می‌دهد دانیل در زندان باشد، چرا یکی از شاهدان تجاوز و قتل خودکشی می‌کند، چرا آرایشگر زن شهر، به دانیل محبت می‌کند، چرا تاونی (زن برادرناتنی دانیل) مدام از شوهرش فراری است، چرا دانیل ناگهان به برادرناتنی خود حمله می‌کند، او را بیهوش می‌کند و در وضعیتی رقت‌انگیز رها می‌کند و چرا دانیل هیچ چیزی از ماجرای تجاوز نمی‌گوید. «تطهیر» با وجود سرراست بودن فصل اولش، بیش از آنکه به سوال‌های بیننده پاسخ دهد بیشتر برایش پرسش مطرح می‌کند و او را منتظر فصل بعد نگه می‌دارد. همین است که سریال به اثری بدل می‌شود برای دو طیف بیننده؛ هم آنهایی که دنبال معما و هیجان حل معما هستند و هم آنهایی که دوست دارند با دیدن سریال فکر کنند.

* نام سریال Rectify است که چند معنی دارد؛ جبران، اصلاح، تصحیح و پالودن و پالایش. از آنجایی که سریال تم مذهبی دارد و پالایش برای عنوان یک سریال مناسب نبود، عنوان تطهیر را انتخاب کردم.

 

تطهیر
Rectify
طراح: ری مک‌کینان
بازیگران: ادن یانگ، ابیگیل اسپنسر، جی. اسمیت-کامرون، آدلاید کلمنس، کلاین کرافورد
محصول: ساندنس تی‌وی
سال: 2013 

/ 0 نظر / 13 بازدید