حباب شیشه‌ای (درباره فیلم دیوار)

تصور کنید برای سفر و تمدد اعصاب از شهر و دود و سروصدایش فرار کرده‌اید به ویلایی خوش‌منظر و دلنشین در حومه شهر سفر کرده‌اید، جایی که تمام ایده‌آل‌های یک مکان دنج برای استراحت را دارد و خیالتان راحت است پس از چهار روز استراحت مطلق در آن، با انرژی و توانی دوچندان به شهر و محل کار باز می‌گردید. حالا خیال کنید وقتی در این مکان دنج و بهشت‌آسا تنها هستید و برای گشت و گذار دور خانه ییلاقی قدم می‌زنید متوجه شوید دیواری شیشه‌ای شما را از دیگر بخش‌های دنیا جدا کرده، دیواری که نمی‌شود از بینش برد و شما هم هیچ وسیله ارتباطی با دنیای بیرون از این دیوار ندارید، و البته هیچ کس هم برای نحات شما نمی‌آید چون انگار آدم‌های بیرون اصلا شما را نمی‌بینند. این شرایط شخصیت اصلی فیلم چشم‌نواز، نفس‌گیر و به‌یادماندنی جولیان پولسر است.

فیلمی که با نماهای هوایی مشابه نماهای ابتدایی «درخشش» کوبریک شروع می‌شود و اصلا انگار این تفرجگاه دور از مدنیت از دل فیلم کوبریک یا همان رمان «درخشش» استیون کینگ بیرون آمده باشد. مکانی که قرار است محیط آرامش باشد اما به جهنم بدل می‌شود. پولسر هم مثل کوبریک فیلمش را براساس یک رمان ساخته؛ منبع اقتباس او رمان معروف «دیوار» نوشته مارلن هاشوفر است که سال 1963 منتشر شده، یعنی سالها قبل از نوشته شدن و ساخته شدن «درخشش» و همچنین سالها قبل از اینکه کینگ «گنبد» را بنویسد و اهالی یک شهر را در حبابی شیشه‌ای محبوس کند. شاید تنها چیزی که «دیوار» را به آثار کینگ نزدیک کند همین ترس‌آفرینی آن باشد، اما ترس‌آفرینی «دیوار» از جنس ترس‌آفرینی اثری تریلر نیست بلکه از دل روایتی هستی‌گرایانه بیرون می‌آید که در آن تنهایی بشر ابتدا موجب ترس او از طبیعت و در نهایت مایه آشتی او با طبیعت پیرامونش می‌شود.

در «دیوار» هیچ حادثه غریبی جز گرفتار شدن زن (با بازی خیره‌کننده مارتینا گدک که حرف نمی‌زند و ما فقط صدایش را می‌شنویم که داستانش را تعریف می‌کند) در حباب شیشه‌ای رخ نمی‌دهد. آنچه در ادامه فیلم شاهد آن هستیم، تلاش یک انسان برای بقا و آشتی او با طبیعت است. در واقع با جلو رفتن فیلم و با تغییراتی که در چهره و زندگی زن با گذر زمان می بینیم بیشتر و بیشتر در لایه‌های معنایی فیلم فرو می‌رویم و وجه استیعلایی فیلم بیشتر خودش را بروز می‌دهد و برای همین می‌شود «دیوار» را مکاشفه‌ای درباب هستی بشر توصیف کرد.

«دیوار» هرگز فاش نمی‌کند حباب شیشه‌ای از کجا آمده و هرگز هم نمی‌گوید بر سر زن چه می‌آید و سرنوشت او چه می‌شود. زن تا زمانی ماجرایش را برای ما شرح می‌دهد که کاغذ دارد و با تمام شدن کاغذ‌هایش، انگار به بلوغ روانی می‌رسد، زندگی‌اش به عنوان یک انسان تمام می‌شود و در طبیعت پیرامونش حل می‌شود و به جزئی از آن بدل می‌شود. «دیوار» با تصاویر حیرت‌انگیز شش فیلمبردار آن و کارگردانی نامحسوس پولسر اثری است درباره استحاله در طبیعت. «دیوار» فیلمی است چشم‌نواز که بیننده را غرق در تفکر درباره خودش و دنیای پیرامونش می‌کند.

Die Wand
دیوار
کارگردان: جولیان پولسر
بازیگر: مارتینا گدک
محصول 2012 اتریش، مدت: 108 دقیقه

/ 0 نظر / 61 بازدید