فلمینگ... ایان فلمینگ (درباره مینی‌سریال فلمینگ)

جیمز باند شاید نامی بسیار آشناتر و معروف‌تر از ایان فلمینگ باشد. اما خب، تولد جیمز باند در گرو ایان فلمینگ و زندگی پرفرازونشیبش بوده. ایان فلمینگ خالق این شخصیت جاودانه ادبیات سینماست و قرار است مینی‌سریال «فلمینگ: مردی که می‌خواست باند باشد» در چهار اپیزود گوشه‌هایی از این زندگی پرفراز و نشیب را نشان دهد، همان اوج و فرودهایی که فلمینگ را به نوشتن داستان‌های باند ترغیب کرد. اما این سریال، راستش را بخواهید قرار نیست تصویری کاملا مستند از زندگی فلمینگ در روزهای جنگ جهانی دوم ارائه دهد، و با اینکه در ابتدای هر قسمت روی برگ کاغذی نوشته‌ای را می‌خوایم که با ماشین تحریر تایپ شده و نوشته «هر آنچه نوشتم عقبه‌ای در واقعیت داشت»؛ اما اتفاقات زندگی فلمینگ خیلی پرملات‌تر از آن چیزی هستند که در سریال شبکه بی‌بی‌سی نمایش داده می‌شود.

ایان فلمینگ (1908 – 1964) نویسنده و روزنامه‌نگار بریتانیایی بود که در خانواده‌ای معرفو و بانفوذ و البته ثروتمند رشد کرد، در مونیخ و ژنو تحصیل کرد و برای همین فرانسوی و آلمانی را مثل بلبل حرف می‌زد و در دوران جنگ جهانی دوم به خدمت ارتش و اداره اطلاعات نیروی دریایی درآمد، آنطور که سریال نشان می‌دهد دلیل پیوستن ایان به ارتش رقابت با برادرش مارتین بود که سفرنامه‌های پرطرفداری می‌نوشت و در روزهای جنگ هم افسری شجاع بود و ایان برای نشان دادن خودش به مادرش و خانواده پذیرفت در ارتش خدمت کند. البته همانطور که سریال اشاره‌ای به دو برادر کوچک‌تر ایان نمی‌کند خیلی هم نمی‌شود به این انگیزه و بهانه برای ارتشی شدن ایان فلمینگ مطمئن بود. در هر حال چیزی که مهم است این است که ایان فلمینگ در دوران جنگ جهانی دوم در برنامه‌ریزی «عملات چشم طلایی» نقش مهمی دشته و از طرفی هدایت دو گروه اطلاعاتی را هم برعهده داشته است. همین تجربه جنگ و پیشینه روزنامه‌نگاری موجب شد وقتی در سال 1952 ایان فلمینگ در سواحل کامبوج در روزها تعطیلی و تفریح دست به قلم ببرد و «کازینو رویال» را بنویسد، موفق شود خوانندگان را با یک جاسوس بسیار جذاب آشنا کند که حالا پس از گذر بیش از 50 سال هنوز برای مردم دنیا عزیز و جذاب است.

در مقاله‌های بسیاری اشاره شده که جیمز باند شباهت‌های متعددی با ایان فلمینگ داشته؛ سریال «فلمینگ: مردی که می‌خواست باند باشد» هم انگار این باور را قبول دارد. ایان فلمینگ به گواه اسناد و البته همین سریال مردی بوده خوش‌گذران که سیگار را با سیگار روشن می‌کرده، از مصاحبت با زنان لذت می‌برده و راستش را بخواهد «کله‌خر» هم بوده و از هیچ چیزی نمی‌ترسیده و بیش از آنکه به عواقب کارش فکر کند به این فکر می‌کرده که چطور به هدفش برسد. فلمینگ بعدها وقتی ازدواج کرد و سروسامان گرفت، همین روحیات را البته با چاشنی بیشتر در شخصیت جیمز باند تزریق کرد و برای همین باند تبدیل به ابرمردی شد که مردان دوست داشتند به جایش باشند و زنان دوست داشتند اندکی از روحیات او را در شریک زندگی خود ببینند، همین روحیات باعث محبوب شدن جیمز باند شد. در همان ابتدای سریال آن اونیل (با بازی لارا پالور)، همسر فلمینگ (که در واقعیت آن کارتیرز نام داشت) به او می‌گوید که این‌هایی که نوشته آرزوهایت است و واقعا هم اسناد و مدارک موجود نشان می‌دهد فلمینگ واقعی مردی بوده در کار جدی که تنها در نوشیدن و سیگار دود کردن افراط می‌کرده. اما خب همان ابتدا هم گفتم که سریال «فلمینگ» اصلا نمی‌خواهد مستند باشد و شروع سریال با نماهای زیر دریا و کشتن اختاپوس کاملا یادآور فیلم جیمز باندی «اختاپوس» هستند و سازندگان از همان ابتدا تکلیف خود را با بیننده روشن می‌کنند که قرار است فیلمی جیمز باندی با حضور ایان فلمینگ ببینند؛ برای همین هم هست که قهرمان‌بازی‌ها و بزن‌بهادری‌های فلمینگ در سریال اصلا عجیب نیستند و بیننده خیلی راحت با او کنار می‌آید.

درواقع «فلمینگ: مردی که می‌‌خواست باند باشد» برای آن دسته از طرفداران سینه‌چاک جیمز باند طراحی و ساخته شده که کاری به مستندات ندارند و دلشان «جیمز باند بازی» می‌‌خواهد؛ یعنی داستان یک مرد با مهارت‌های مختلف، باهوش و زیرک، قوی و هوشیار و حیله‌گر که در هر ماموریتی به پیروزی می‌رسد و این کار را هم مثل یک مرد انجام می‌دهد، یعنی به دل قائله می‌زند و در انتها هم اوست که ایستاده و دیگران دورش روی زمین پر پر شده‌اند. سریال «فلمینگ» در چهار ساعت خوراکی سرگرم‌کننده برای چنین مخاطبی است و کارش را هم خیلی خوب انجام می‌دهد و در هر قسمت هم چند سکانس هیجانی و عاطفی جذاب دارد، ولی اگر دنبال دیدن چهره واقعی و مستند فلمینگ هستید کاری به این سریال نداشته باشید و سعی کنید «جیمز باند: بیوگرافی تائیدشده» نوشته جان پیرسون را پیدا کنید و از خواندنش هم لذت ببرید و هم با ایان فلمینگ واقعی آشنا شوید.

(مجله 24، شماره 55، شهریور 93)

فلمینگ: مردی که می‌خواست باند باشد
Fleming: The Man Who Would Be Bond
طراح: جان براون‌لو و دُن مک‌فرسون
بازیگران: دومنیک کوپر، لارا پالور، روپرت ایوانز
محصول بی‌بی‌سی آمریکا
یک فصل، چهار قسمت

/ 0 نظر / 103 بازدید